Mohsen Namjoo , GIS


 
 دریای خزر گردم ، هـــی ِ : Play Now | Play in Popup | Download

یک روز به شیدایی
در زلف تو آویزم
خود را چو فرو ریزم
با خاک در آمیزم
و گرنه من همان خاکم که هستم

یک روز سر زلف بلُندَت چینم، بهر دل مسکینم، اینم جگرم، اینم، اینم
یک روزکه باشم مست، لایعقل و تُرد و سسست،
یک روز ارس گردم، اطراف تو را گردم
کشتی شوم جاری، از خاک بر آرم تو، بر آب نشانم تو، دور از همه بیزاری…

دریای خزر گردم (هِـــــــی)، خواهی تو اگر جونم
محصول هنر گردم، خواهی تو اگر جونم
یک روز بصر گردم، یک روز نظر گردم، پانصد سر سر در گم…
ای وای، ای وای، ای وای…

[...]

یک روز به شیدایی
در زلف تو آویزم…
یک روز دو چشمم خیس
یک روز دلم چون گیس
آشفته و ریساریس
بردار دگر بردار
بردار به دارم زن
از روی پل فردیس…

دریای خزر گردم، خواهی تو اگر جونم
صد سینه سپر گردم، خواهی تو اگر جونم
یک روز بصر گردم، یک روز نظر گردم، پانصد سر سر در گم…
ای وای، ای وای، ای وای…

ای درد تواَم درمان، در بستر ناکامی
و ای یاد تواَم مونس، در گوشه‌ی تنهایی
و ای خاطره‌ات پونز، نوک تیز ته کفش‌م
این صندل رسوایی، این صندل رسوایی
گرگی تو و میش‌م من، جمعا به تو آویزیم
آب است و سریش‌م من، جمعا به تو آویزیم
اُگزاز و دیازپامی، جز زلفت آرامی
چون زلف تو نا آرامم، رسوا و پریشم من…
سِشُوار، سِشُوار، سِشُوار…

دریای خزر گردم (هِــی)، خواهی تو اگر جونم
محصول هنر گردم، خواهی تو اگر جونم
یک روز بصر گردم، یک روز نظر گردم، پانصد سر سر در گم…
ای وای، ای وای، ای وای…